ش khaz o khil


khaz o khil

ازکسانیک ه از من متنفرند سپاس، آنها مرا قوی تر میکنند.
از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم، آنان قلب مرا بزرگتر می کنند.
ازکسانی که مرا ترک میکنند متشکرم، آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست.
از کسانی که با من میمانند سپاسگزارم، آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهندقلبماچ

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٤ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

در چند هفته گذشته هنرمندی به نام Sonja Hinrichsen به کمک پنج تن دیگر از دوستانش توانستند یک اثر هنری بر روی برف ایجاد کند. نکته جالب در مورد این اثر این است که تمام آن بوسیله قدم زدن و رد پا ایجاد شده است.

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٤ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

سلام به دوستای گلم این ادرس وب جدیدمه اگه دوست داشتین لینکش کنید وبهم بگید که منم شمارو لینک کنمhttp://khazokhil.blogfa.com/

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢۸ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

سلام به دوستای گلم خیلی وقته اپ نکردم الانم خیلی ذوق دارم که قیافم این شکلی شده

این اخرین اپ از سال 1390هست امیدوارم سال خوبی داشته باشید

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

عکس هایی از وضع خنده دار دخترهای خیابانی ژاپن ، www.irannaz.com

عکس هایی از وضع خنده دار دخترهای خیابانی ژاپن ، www.irannaz.com

عکس هایی از وضع خنده دار دخترهای خیابانی ژاپن ، www.irannaz.com

عکس هایی از وضع خنده دار دخترهای خیابانی ژاپن ، www.irannaz.com

عکس هایی از وضع خنده دار دخترهای خیابانی ژاپن ، www.irannaz.com

عکس هایی از وضع خنده دار دخترهای خیابانی ژاپن ، www.irannaz.com

عکس هایی از وضع خنده دار دخترهای خیابانی ژاپن ، www.irannaz.com

عکس هایی از وضع خنده دار دخترهای خیابانی ژاپن ، www.irannaz.com

و حالا پسرای ایرانیسوالتعجب

عکس مدل های مو
مدل

عکس 12

عکس دختر تهرانی
عکس جوانان

دختر دوچرخه سوار تهرانی
عکس دختر و پسر تهرانی
عکس تهران

عکس 32

عکس مدل های شلوار پاره
عکس


عکس مد

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٦ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

-یکی از بهترین راه ها اینه که وقتی با دوستامون جمعیم به یه پسر زنگ بزنیم و اسکلش کنیم!!

2-اگر فشن بود و اومد بهتون شماره داد بعد از کلی ناز کردن و گرفتن شماره بهش بگین شاید بهت زنگ بزنم اخه خزییی!

3-اگه شماره اونو تو پارک به طرف دادید وقتی بهتون زنگ زد بگید یادم نیست به کدوم خزی شماره دادم!!

4-پسرا به کلمه ی خزوخیل خیلی حساسن!!!! هممیشه برای اذیت کردنشون از این کلمه استفاده کنید!!

5-وقتی بهتون زنگ میزنن بعد چند بار میس کال و زنگ خوردن به حالت خواب الود بگید:الوووووووووووووووووووووووو!!!!!!!! حوصله ندارم!!

6- در صورت داشتن دوست پسر های دیگر وقتی بهتون زنگ میزنن دایورتشون کنید رو هم یه کم حال کنید!!

7-اگه تو چت گوگل هستید شمارشو تو چت روم با اسم دختر پخش کنید!!{این راه مورد تایید تمامی استادان اسکل کردن قرار گرفته است}

8-وقتی باهاشون قرار دارید با دو سه ساعت تاخیر بریید تا از هیجان بترکد!!!!

9-برای غیرتی کردن پسرا فقط کافیست بگید: سلام منو به مامان و خواهرت برسون!! {در صورت فوش دادن!!}

10-بهترین راه برای در وردن حرص پسرایی که یه کم مغرورن گریه کردن. ناز کردن.لوس بازی.قرار نزاشتن است!!!!!!!!!


11- اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر آروین نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون. بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟ می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.



2 1- بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و .........



13 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.



14 - آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و آستین های مانتوتونو خیلی بزنید بالا و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.




15- عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

16 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.


7 1- همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.



8 1- وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

عموم گفت:چطوری میری مدرسه؟

گفتم:(بااتوبوس)عموم لبخندی زد وگفت(دهه وقتی من هم سن تو بودم ده کیلومترروی پای پیاده میرفتم.)دروغگو

عموم گفت:چه قدر بار میتونی بلند کنی؟

گفتم:(قد گونی گندم)عموم خندیدنوگفت((هه وقتی من به سن تو بودم میتونستم یه گاری روبه حرکت درارم-یه گوساله هم بلند کنم))عینکاز خود راضی

عموم گفت:((تاحالا چندبار دعوا کردی؟))

گفتم((دوبار-هردوبار هم کتک خوردمابله))عموم گفت:هه وقتی من به سن توبودم هرروز دعوا میکردم-هیچ وقت هم نمیخوردم.))

عموم گفت:چند سالته؟

گفتم:نه ونیم سال

عموم بادی به غبغب انداخت و زود وگفت:((هه وقتی من به سن تو بودم... 10سالم بود

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٢ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

فست فود، بازی‌های ویدیویی و تلویزیون را فراموش کنید؛ بزرگ‌ترین بلایی که این روزها فراگیر شده اعتیاد به تلفن همراه است. شاید شما کسانی را دیده باشید که در کوچه به زمین می‌خورند، شب‌ها از خواب بیدار می‌شوند و در سالن‌های نمایش چهره از خود بیخودشان با نورLCD تلفن روشن می‌شود. 
  این افراد معتادهای موبایلی هستند که ممکن است شما هم یکی از آن‌ها باشید و اگر فکر می‌کنید احساس شما اندکی بیش از وابستگی به پیامک بازی است می‌توانید برای مطمئن شدن 10 نشانه از اعتیاد به تلفن همراه را که در این گزارش به آن‌ها پرداخته شده، مطالعه کنید.
 
*برروی لوازم جانبی بیش‌تر از خود تلفن هزینه می‌کنید   با وسیله بی‌ضرری مانند شارژر خودرو شروع می‌شود اما پس از آن به گیرنده اف ام رادیو، بازوبند، یک کیف متفاوت برای هر روز هفته، باتری‌ها، محافظ باتری و صفحه نمایش، آداپتور بلوتوث استریو و بلندگوی تلفن بی‌سیم گسترش پیدا می‌کند. در حالی که اگر شش ماه دیگر مدل گوشی‌تان را تغییر دهید هیچ‌کدام از این لوازم به درد نخواهند خورد. 
 

از همه 30 برنامه نصبی در گوشی استفاده می‌کنید 
  همه کاربران ممکن است روند نصب برنامه در تلفن همراه را تجربه کرده باشند و پس از مدتی دریابند برنامه به درد آن‌ها
نمی‌خورد و آن را پاک کنند یا همان طور رهایش کنند اما کسانی هستند که برای انجام کوچک‌ترین کارها به برنامه‌های نصب شده در گوشی مراجعه می‌کنند.
 
*هشدارهایی دارید که می‌گویند چه زمانی باید کارهایتان را انجام دهید 
  ملاقات‌های کاری، وقت دکتر و دیدارهای گروهی، رویدادهایی هستند که در تلفن برای یادآوری ثبت می‌شوند اما آیا مثلا برای حمل زباله به بیرون منزل در روز چهارشنبه، زنگ هشدار گذاشته‌اید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، پس زیاده روی می‌کنید.
هنگامیکه برای انجام هر کاری در روز به تلفن نیاز داشته باشید گوشی‌تان ممکن است به دستگاه تنفس مصنوعی شما تبدیل شود.
 
*در تلفن‌تان درباره تلفن‌تان مطالعه می‌کنید 
  اگر فکر کردن به تلفن و لمس کردن آن در جیب‌تان در طول روز شما را راضی نمی‌کند و از هر فرصتی برای استفاده از آن بهره می‌گیرید درواقع در حالی که مشغول استفاده از آن هستید، وقت‌تان را برای یافتن نکات بیش‌تر در موردش سرمایه‌گذاری می‌کنید.
 
* از هزینه‌های ضروری برای تامین صورتحساب تلفن کم می‌کنید   بله مثلا نهار کاملا مهم است اما از هزینه آن برای پرداخت صورتحساب تلفن در پایان ماه استفاده می‌کنید یا حتی به جای کرایه ماشین، ترجیح می‌دهید راه ارزان‌تری را برای طی مسیر انتخاب کنید تا قبض تلفن برروی دستتان نماند.
 
* یک شارژ کامل باتری به ندرت یک روز دوام می‌آورد 
  پس از مسواک زدن و شستن صورت آخرین کار معمولی که انجام می‌دهید، وصل تلفن برای شارژ است، زیرا در غیراین صورت نمی‌تواند پس از کاری که امروز برای شما انجام داده یک روز کامل دیگر دوام آورد. معلوم است که عمر باتری در برخی از تلفن‌های هوشمند پیشرفته کامل نیست اما شارژ روز به روز باتری دیگر چیزی از آن باقی نمی‌گذارد.
 
* گویا دوستی را از دست داده‌اید وقتی تلفن شما خراب می‌شود 
  تلفن در یک لحظه بی‌احتیاطی از جیب‌تان به زمین افتاده و صفحه آن می‌شکند یا بر اثر عجله از جیبتان در قطار یا اتوبوس
می‌افتد و گم می‌شود یا بدتر از همه ممکن است تلفن از دستتان در یک دریچه فاضلاب بیفتد. تحت هر شرایطی که اتفاق بیفتد نمی‌توانید جلوی تکرار این اتفاق را در ذهن‌تان بگیرید و با به یاد آوردن محتوای دیجیتالی آن، بابت این اتفاق خودتان را سرزنش نکنید.
 
*با دارندگان تلفن مشابه خود فقط درباره تلفن‌تان حرف می‌زنید 
  اگر چنین مکالمه‌ای بین شما و فرد مذکور دارای تلفن مشابه روی می‌دهد باید درباره اعتیاد خود به تلفن و زندگی اجتماعی‌تان تجدیدنظر کنید.
 
*هنگامیکه تلفن‌تان را پیدا نمی‌کنید وحشت زده می‌شوید

اینجا مساله گم شدن تلفن مطرح نیست بلکه شما درمی‌یابید تلفن را در خانه جا گذاشته‌اید و احساس می‌کنید قلبتان از وحشت پایین و بالا می‌رود و پیش خود می‌گویید: «اگر کسی بخواهد به من زنگ بزند چه؟» اما یک نفس عمیق کشیده و زندگی را بدون دستیار دیجیتالی‌تان ادامه دهید.
 
* تلفن را در حمام استفاده می‌کنید 
  این کار اشتباهی است اما نه به دلایل بهداشتی؛ اگر شما از تلفن همراه در حمام نیز استفاده کنید خود را از تنها مامنی که می‌توانید در برابر تماس‌های مکرر داشته باشید، محروم کرده‌اید.



نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

عشق

 

آدم را به جاهای ناشناخته می برد

مثلا

به ایستگاه های متروک

به خلوت زنگ زده ی واگن ها

به شهری که

فقط آن را در خواب دیده...

وقتی عاشق شدی

ادامه ی این شعر را

تو خواهی نوشت... 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٩ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

به مدت 30 ثانیه به ستاره قرمز رنگ در وسط تصویر خیره بشید و سعی کنید پلک هم نزنید.
بعد بلافاصله به یک کاغذ سفید و یا دیوار سفید نگاه کنید و مدام پلک بزنید.

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |



عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس خنده دار

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

عکس های جالب و دیدنی 1 شهریور - AksFa.Net

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

خانم ناهید نوری :
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید

پاسخ دندان شکن از نادر جدیدی :
به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !



نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

همین الان یه منبع ناشناس که نخواست اسمش فاش بشه خبری رو اعلام کرد که نخواست پخش

 

 


گشت ارشاد به دخترا:
دختره کجا میری؟
میرم به آرایشگاه، مو رنگ کنم، فرنچ کنم، برنز کنم، خوشگل بشم بعد میام تو منو بگیر..


همیشه یکی از بزرگترین گره های زندگیم,
گره سیم هدفونم بوده!!!

 


آگهی استخدام :
به علت شروع درو گندم به یک عدد مترسک نیازمندیم لطفا با ما تماس بگیرید.
546****0912
آب
برق
تلفن
گاز
همه هدفمند شده اند
خاک تو سرت که هنوز بی هدفی !

 


یه پیچ رو هر چقدر سفت کنی ، موقع باز کردن ، همونقدر باید زور بزنی ..
حالا هی منو بپیچون .. به موقش برات دارم

 


حدیث 2012: مسلمان نیست کسی که روی مودم وایرلسش پسوورد می‌گذارد و همسایه‌اش شب بدون اینترنت می‌خوابد

 


قار قار قار قار ....حتما فکر کردی این صدای کلاغه؟ نه اشتباهه این صدای یه ترکه که برف دیده ! :))))))
قار به ترکی یعنی برف

 


وقتی وارد دلم شدی احساس کردم آتش در وجودم شعله ور شد



ای فلفل!

 


وقتی کسی به شما میگه احساس بدبختی میکنه ، به آرامی دستش رو بگیرید ، بغلش کنید و بهش بگید : " ای بابا ، حالا کجاشو دیدی

 


‎"تا هفت سالگی فکر میکردم اسم من "دست نزنه

 


دیکتاتور کیست؟
.
.
.
.
....
.
.
دیکتاتور اون بچه 2 سالست که 20 نفر مجبورند به خاطر اون کارتون نگاه کنند

 


یارو کفه دستش میخاره میگه پول داره میاد، گوشش میخاره میگه دارن پشتم حرف  میزنن، کفه پاش میخاره میگه پول داره میره، کثیفی بابا جون کثیفی، برو حموم !

 


شاباش چیست ؟
حرکتی است محترمانه برای وحشی کردن شخص در حال رقص !!!

 


اددا بابا دد
ای ی ی ی
قاقا
ا ا ا ا ا



ببخشید! گوشیم دست بچه بود!


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

دختر موطلایی امید تیم ماییهورابه افتخارش یه کف مرتب بعدشم صلوات

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

اول از همه سلاااااااااااااااااام

به نظرم پست قبلی زیاد جالب نبود ناراحت

اما ازاین به بعد بهتون قول میدم چیز های های جالبی بزارم

البته برای بعد امتاحانا بی زحمت شما هم همکاری کنیدخنثی

فعلا بای بای تا مطب جدید بزارم اما من هرروز میام

دوستتون دارمبای بای

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

بهترین خاطره م آشنایی با خانومم و بدترین خاطره ریختن غذا رو لباسم تو شب عروسیمون                                                       

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

man bad tarin roze zendegim ba ye harekate sade tabdil shod be behtarin rozam chon man oon rooz tanha refighamo peyda kardam oonam kasi nist joz
joz
joz
30GaR

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

بهترین خاطرم وقتی بود که با کسی که همه زندگیم بود رفتم مسافرت وبدترینش هم الان هست که کنارم نیست .                                                        

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

راستش سخته انتخاب کردن یه خاطره.چون خیلی زیادن خوب و بدها.همشون شیرین و زیبان یه جورایی. بهترین خاطره من تو سال گذشته قبول شدن تو امتحانات بود.خیلی برام حیاتی بود.حسابی خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم . امتحان مربیگری آمادگی جسمانی که سخت هم بود.بدترین خاطره زندگیم جدا شدن از دوستای دبیرستانم بود وقتی دبیرستانمو عوض کرده بودم و از دوستایی که 3سال باهاشون بودم جدا شدم.غصه خوردم و چند سالیه که ازشون خبری ندارم.دلتنگشونم.یکیشون مریم بود که من خیلی دوستش داشتمناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

bad tarin az dast dadan madar bozorgam va behtarin doste zandegiim
behtarinam......nadaram rastesh yadam nistگریه                                                 

 
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

بدترین خاطرم از دست دادن داییم بود.ناراحت
بهترینشم آشنایی با دختر گلی مثل تو.قلب

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ساعت ٥:۱٥ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

تو دبستان یه معلمی داشتیم خانم بود خیلی قد کوتاه و ریز بود یه روز  همه تو کلاس بودن که من با دویدم وسط کلاس و زدم روی سینه خودم و گفتم یا حسین اما دیدم هیشکی تکون نمیخوره گفتم چه مرگتونه چرا مثل مجسمه نشستید چشمت روز بد نبینه یهو دیدم از وسط بچه ها یکی پا شد حتما حدس زدی خانم معلممون بود من اصلا نتونسته بودم وسط بچه ها ببینمش بهم گفت به خاطر یا حسین که گفتی دفتر نمی فرستمت اما به خاطر حرف بدی که زدی ازت نمره کم میکنم
منم با شرمندگی سر جام نشستم البته این خاطره اونوقت برام تلخ بود ولی الان که بهش فکر میکنم برام خیلی هم شیرینهفرشته

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

سلام دوستای گلملبخند

بهترین وبدترین خاطره های زندگیتون روبرام بفرستیدتا بزارم تووبمخندهگریه

بدو تا دیرنشده منتظرتونم......

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٤ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

دنیس زن ۵۳ساله ایست که به  عنوان یکی از احمق ترین زنان دنیا شناخته می شود. این زن که در امریکا به  دنیا آمده است با نام مستعار زن گربه ای شناخته می شود به تصویر او دقت  کنید:

 

 

او هزینه های بسیار زیادی انجام  داده است برای انیکه بتواند شبیه ببر بشود! اگر به چهره او خوب دقت کنید  متوجه می شوید که شباهت عجیبی به یک ببر پیدا کرده است!

زنی که تبدیل به ببر شد

او بخاطر جراحی های عجیب و زیادی که برروی بدنش انجام داده است دارای رکوردهای مختلفی در کتاب گینس است.

 

ترجمه و تنظیم  : اختصاصی آلامتو

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٩ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٩ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

این روزها شیر هم راضیه با دمش بازی کنن ولی با
دلش نه !

 

صرف فعل دوست داشتن بسیار سخت است
حالش کاملا اخبارى
ست
آینده اش هم شرطى

 

بوق اشغال میزند وقتى شماره ات را در ذهنم میگیرم ، کسى
انگار پشت خط است …

 


سخت ترین فعلی که برایت به سادگی صرف کردم ،
عمرم بود …

نگران نبودنت نباش … نفرینت نمیکنم
همین که
دیگر جایت در دعاهایم خالیست ، برایت کافیست

 

با عشق باریدم ، اما
چه حیف که با چتر آمدی …

 

روزگاری یک تبسم یک
نگاه
خوشتر از گرمای صد آغوش بود …

 

تو دنیای منی اما ….
به دنیا اعتمادی نیست …

 

ای کاش انسانها
همانقدر که ازارتفاع میترسیدند , کمی هم ازپستی هراس داشتند

 

کسی که خوابه را می شه
بیدار کرد ولی
کسی که خودش را بخواب زده را نه


از من که گذشت اما اگر باز در سرت هوای خداحافظی داشتی از
همان ابتدا سلام نکن

 

خط زدن بر من پایان من
نیست ، آغاز بی لیاقتی توست

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۸ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

 

با تو نیستم
تو نخوان
با خودم زمزمه
میکنم

.

.
.

من خوبم ....من آرامم......من قول داده
ام


فقط کمی

تو را کم اورده ام

یادت هست؟ میگفتم در سرودن
تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟

حالا تـــمــــــــام
واژه ها در گلویم صف کشیده اند

با این همه واژه چه کنم؟

تکلیف اینهمه
حرف نگفته چه می شود؟

باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد
بیاندازم

باید خوب باشم

من خوبم ....من آرامم......من قول داده
ام

فقط کمی

بی حوصله ام

آسمان روی سرم سنگینی
میکند

روزهایم کش امده

هر چه خودم را به کوچه بی خیالی
میزنم

باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم

روزها تمام ابرهای اندوه در
چشمان منند ولی نمی بارند

چون

من خوبم ....من آرامم......من قول داده
ام

تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد

اما
شبها..

وای از شبها

هوای آغوشت دیوانه ام میکند

موهایم بد
جوری بهانه دستانت را میگیرند

تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم
مانده اند


کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا
بخوابم

لالایی ها پیشکش

من خوبم ....من آرامم......من قول داده
ام

فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم

آه

و

آه

و
بازم آه

خسته شدم از این همه آه

شبها تمام آه ها در سینه
منند

ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر
کنم

اما حیف که قول داده ام


من خوبم ....من
آرامم......

فقط کمی دلواپسم

کاش قول گرفته بودم از تو

برای
کسی از ته دل نخندی

می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود

حال و روزش
شود این...

تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من باید

آرام باشد
.....خوب باشد..... قول داده باشد


بیچاره..

...................................................

نترس
باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم


همین دلم برایت تنگ
شده را هم به تو نمی گویم

تو راحت باش

من خوبم ....من
آرامم......


آخر من قول داده ام که آرام باشم

باورت می شود؟ من
خوبم

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۸ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

هر گاه کسی در غیر موقع حرف بزند و یا میان حرف دیگران بدود و خود را داخل کند چنین فردی را اصطلاحاً خروس بی محل می خوانند.

از آنجا که در ادوار گذشته بانگ نابهنگام خروس را به علت و سببی شوم می دانستند لذا به شرح ریشه تاریخی آن می پردازیم تا علت و سبب این مثل سائر و مشئوم بودن آن بر خوانندگان روشن شود.

f41f0d67f3011 داستان جالب خروس بی محل !

کیومرث سر دودمان سلسله باستانی پیشدادیان ایران بود که مورخان به روایات مختلف او را آدم ابوالبشر و گل شاه یعنی شاهی که از گل آفریده شده، و نخستین پادشاه در جهان دانسته اند. کیومرث را پسری بود به نامپشنگ که همیشه بر سر کوهها بود و به درگاه خدای تعالی راز و نیاز و مناجات می کرد. کیومرث به این فرزندش خیلی علاقه داشت و غالباً پسر و پدر به سراغ یکدیگر می رفتند. روزی دیوان که از دست کیومرث منهزم شده بودند به منظور انتقام به سراغ پشنگ رفتند و هنگامی که سر به سجده نهاده بود پاره سنگی بر سرش کوفتند و او را هلاک کردند.حسب المعمول این بار که کیومرث برای دیدار فرزندش پشنگ با آذوقه کامل به سراغ او رفته بود جغدی بر سر راهش ظاهر شد و بانگ زد. کیومرث چون فرزندش را نیافت و دانست پشنگ را کشتند جغد را نفرین کرد و به همین جهت ایرانیان از آن تاریخ جغد را پیک نامبارک و صدایش را شوم می دانند.

آن گاه کیومرث در مقام انتقام از دیوان برآمده سایر فرزندان را بر جای گذاشت و خود با سپاهی گران به سوی دیوان شتافت.

در این سفر بر سر راه خویش خروسی سفید رنگ و مرغ و ماری را دیدکه خروس مرتباً به مار حمله می کرد و هر بار که موفق می شد با منقارش به شدت بر سر مار نوک بزند به علامت پیروزی بانگ می کرد. کیومرث را از اینکه خروس برای صیانت و دفاع از ناموس تا پای جان فداکاری می کند بسیار خوش آمده سنگی برداشت و مار را بکشت و بانگ خروس را به فال نیک گرفت. کیومرث پس از غلبه بر دیوان آن مرغ و خروس را برداشت و به فرزندانش دستور داد آنها را به خانه نگاهداری و تکثیر کنند.

معمولاً خروس به هنگام روز بانگ می کند و چون شب شد تا بامدادان که پایان شب و طلایه روز و روشنایی است بانگ نمی زند، ولی  ازقضا روزی خروس موصوف شبانگاهان که بی موقع و نابهنگام بود بانگ برداشت. همه تعجب کردند که این بانگ نابهنگام چیست ولی چون معلوم شد که کیومرث از دار دنیا رفته آن خروس را خروس بی محل خواندند و از آن سبب بانگ خروس را بدان وقت به فال بد گرفته صدایش را شوم دانسته اند. از آن روز به بعد: هر خروسی که بدان وقت بانگ کند و خداوند خروس آن خروس را بکشد آن بد از او درگذرد و اگر نکشد در بلایی افتد.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .
به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشکرم”.....

 

 

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش نشسته  بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق  به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که  بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :”متشکرم ” .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :”قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی  هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت  سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند  زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من  باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو  بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با وقار خاص و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم  که “بله” رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من  میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت ” تو اومدی ؟ متشکرم”
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش  میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه  نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه،دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود:
” تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم  که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو  میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای  من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام … نمی‌دونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ….
ای کاش این کار رو کرده بودم ……………..”اگریهناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

امیدوارم خوشتون اومده باشهچشمکنظریادتون نره

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٤ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

اصفهانیه داشت نوار گوش میدادزد اخر نوار تاببینه شام میدن یانهنیشخند

غضنفر میره رستوران گارسون میخوادبزارتش سر کار میگه: غذای امروز «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه : «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی؟قهقهه

یه مرده زنشو توفیلم بد میبینه اخرش میگه خدارو شکر فیلم بودنیشخند

غضنفرمیره حرم داد میزنه:خانومااقایون شلوغ نکنید حاجت ها عوض میشه من پارسال اومدم حامله شدملبخند

یه بار یه کرد رو میبرن جهنم فرداش میان سر بزنن میبینن هیچکس تو جهنم نیست تحقیق میکنن میبینن کرده همه رو قاچاقی برده بهشتقهقهه

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

وقتی تمساح حمله میکنه بچه فیل ازمامانش دفاع میکنهناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۳٠ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

لبخند

 مشخصات کلی متولدین مرداد ماه:
پر محبّت ، متنفّر از دروغ ، واقعاْ قدرتمند ، ثابت قدم ، عاشق شهرت ، بسیار مغرور ، سر حال و بشّاش ، خودخواه و جاه طلب ، بد پیله ، خود بزرگ بین ، مقتدر ، مؤدّب ، فعّال و کوشا ، با ثبات و پایدار ، قوی و با اراده ، اهل معنویّات ، خود نما ، عاشق تعریف و تمجید ، با جرأت و شهامت ، رهبر و فرمانروا ، زود گول می خورد ، پر انرژی ، بلند نظر ، صدّیق و مهربان ، سخاوتمند ، وفادار ، شجاع ، علاقه مند به زندگی تجمّلی ، لجوج ، حساس ، پر توقّع ، پر تحمّل ، دوستِ واقعی ، یک پدر نمونه ، بی ریا ، رام شونده ، دارای خشمی طوفانی ، مدافع و پشتیبان اطرافیان ، علاقه مند به موسیقی ، باید مورد ستایش قرار گیرد ، کمی حسود ، کار آمد ، دست و دلباز و تا حدودی ولخرج ، با گذشت ولی خودخواه ، بدون کینه ، فاقد بد ذاتی ، خون گرم ، ظریف کار ، سریع الانتقال ، خوش سیما و شکیل ، همیشه تمیز ، یک دفعه و ناگهانی عصبانی میشود ، بسیار مؤدب و مورد احترام مردم.
 
مرد متولد مرداد

یک شیر ژیان و سر کش، یک عاشق پاکباز، یک دوست واقعی و یک پدر نمونه، بی عشق نمی‌تواند زندگی کند دل او از آئینه پاکتر و روشنتر است اما خشم او هم توفانی هم سهمگین خواهد بود. اغلب آدمهای کارآمدی هستند به نحوی که اغلب کارهای منزل را شخصا و با مهارت تمتم انجام می‌دهند.



زن متولد مرداد

باهوش، گرم و جذاب، شیک پوش، با شخصیت، خواهان تجمل، ریاست طلب، دوستدار تعریف و تمجید و کدبانو، در دوستان تاثیر بسیار مطلوب بر جای می‌گذارد. مادری مهربان و صمیمی که می‌کوشدفرزندان خود را مستقل و دارای اعتماد به نفس بار بیاورد
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٢ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

میدونستیدمیدون ازادی شبیه صلیب هست؟؟!!اماوقتی رضا شاه اینو فهمیدمهندس مربوط به میدون روهمون جااعدام کردناراحتافسوس

اینم ازعکسش:

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

ادموسگ بگیره اماجونگیره

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

مرگ دختر مدل براثر بیماری لاغری+تصویر
در سال 2007، یک عکاس
ایتالیایی، با انتشار تصاویر برهنه او در نشریه ها و بیلبوردهای بزرگ
شهری، سعی کرد، دختران جوان را با آسیب های ناشی از بیماری عصبی anorexia
آشنا کند.

ایزابل کارو بازیگر و مدل فرانسوی که پیش از این،
تصاویری از پیکر نحیف و لاغر او بر اثر بیماری آنورکسیا، در رسانه ها
منتشر شده بود، در سن 28 سالگی در گذشت.

به گزارش ایرانتو به نقل از دیلی میل؛ وی از سن 13 سالگی و در تلاش برای لاغر نگاه داشتن خود، به بیماری مذکور مبتلا شده بود.

در
سال 2007، یک عکاس ایتالیایی، با انتشار تصاویر برهنه او در نشریه ها و
بیلبوردهای بزرگ شهری، سعی کرد، دختران جوان را با آسیب های ناشی از
بیماری عصبی anorexia آشنا کند.

گفته می شود ایزابل در هنگام مرگ با 160 سانتیمتر قد، تنها 31 کیلو وزن داشت.

اضافه
می شود بیماری آنورکسیا، به دلیل ترس فرد از افزایش وزن ایجاد شده و فرد
دچار لاغری مفرط می شود، ازخوردن غذا امتناع می کند و یا غذا را خورده اما
عمدتا بر می گرداند. این افراد معمولاً تصویری نادرست از اندام خود دارند
. همیشه خیال می کنند چاق بوده و به اندازه کافی لاغر یا خوش اندام نیستند
.

یکی از دلایل آن، رواج تبلیغاتی اندامهای باریک و فشارهای عصبی
در جامعه است . مبتلایان به آنورکسیا مدت طولانی خود را گرسنه نگه می
دارند . ملین ها یا قرصهای لاغر کننده مصرف می کنند، وعده های غذایی را
حذف می کنند، عصبی اند و بی خوابی دارند.



نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط مبینااسکندری نظرات () |

Design By : Mihantheme